تبليغاتX
عظیم گسترناب
عظیم گسترناب
این روزها که می گذرد هرروزدرانتظارامدنت هستم
تکف مسجد چشمان تو
امام زمان عليه السلام
 
سلام

وقتی تصور می‌كنم كه عاشقانه بر سجاده ابر به نماز می‌نشینی، به وجد می‌آیم و دوست دارم كه همه وجودم را نثارت كنم. کاش می دانستم در قنوت نمازت چه خبر است.

راستش را بخواهی برای درمان بی قراری‌هایم تجویز شده كه چله نشین نگاه معصوم تو باشم و امروز چهلمین روزی است كه در مسجد چشمانت اعتكاف كرده‌ام.

از تو چه پنهان كه دیشب را تا صبح ذكر نام تو را بر لب داشتم و با همه توانم تو را صدا می‌كردم. حالا كه قرار است گذارت به‌این طرفها بیفتد ، تنها برای زخم صدایم مرهمی‌بیاور. همین!


لينك | نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
 

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین!

 

مولا جان!

 

دیگر بس است،  این درد طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!

 و ای گناه ما، میله های زندان تو!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.

تو را  چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا"  برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!


لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
          
 السلام علیک یا اباصالح                    

     

 السلام علیک یا اباصالح                    

                       

 السلام علیک یا اباصالح                    

     

 السلام علیک یا اباصالح                    

     

 السلام علیک یا اباصالح                    

                                     

 السلام علیک یا اباصالح                    

                     

 السلام علیک یا اباصالح                    

           


لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
میلاد حضرت معصومه علیها السلام
لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
يا فاطمه معصومه عليها السلام
میلاد حضرت معصومه علیها السلام
لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
السلام علیک یا اباصالح
السلام علیک یا اباصالح
 السلام علیک یا اباصالح                    
السلام علیک یا اباصالح
 السلام علیک یا اباصالح                    

     

السلام علیک یا اباصالح
 السلام علیک یا اباصالح                    

       

السلام علیک یا اباصالح
السلام علیک یا اباصالح
 السلام علیک یا اباصالح                    

               

 السلام علیک یا اباصالح                    

                                                


لينك | نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|


    د                           گل همیشه بهار خدا کند که بیای

لينك | نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
برای خود چی می‎پسندی؟

برای خود چی می‎پسندی؟

گل

حضرت علی (علیه‎السلام) می‎فرماید:

«فأحبب لغیرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها(1)؛ آنچه كه براى خود دوست می‎داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى دیگران هم مپسند.

 

شرح حدیث:

یك ضرب‏المثل فارسى مى‏گوید: "آنچه به خود نمى‏پسندى، به دیگران روا مدار."  و ضرب‏المثل دیگرى مى‏گوید: "یك سوزن به خودت بزن، یك جوالدوز به مردم." این دو ضرب‏المثل، و دهها ضرب‏المثل دیگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسیارى كه در زبان و ادبیات ما، در باره همین موضوع صحبت می‎كند، همه، با الهام گرفتن از سخن امام (علیه‏السلام)، و در توضیح و تشریح آن گفته شده و رواج پیدا كرده است.

و منظور از تمام این سخنان، آن است كه درباره یكى از دستورات عمیق و پر معنى اسلام، به شكل‎هاى گوناگون، توضیح داده شود. بر اساس این دستور والا و زندگى‎ساز اسلام، ما انسانها وظیفه داریم كه در هر كارى، رعایت حال دیگران را نیز بكنیم. یعنى همیشه خودمان را به جاى دیگران بگذاریم، و با مردم طورى رفتار كنیم، كه دوست داریم دیگران با ما همانطور رفتار كنند.

كسی كه به مشكلات و ناراحتی‎هاى دیگران اهمیت نمى‏دهد، باید حساب كند كه آیا خودش مى‏تواند همان مشكلات و ناراحتی‎ها را تحمل كند، یا نه، به زبان ساده‏تر باید گفت: هر كس راضى شود كه یك جوالدوز به تن دیگرى فرو رود، باید با انصاف و مروت حساب كند كه آیا خودش حاضر است یك سوزن به تنش فرو رود، یا نه؟

مسلمان مومن واقعى، كسى است كه براى دیگران نیز به اندازه خودش، راحت و آسایش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسایش و خوشبختى خود را، در آسایش و خوشبختى دیگران جستجو كند.

 

پی‎نوشت:گل

1- نهج البلاغه، نامه/31 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .


لينك | نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
بنده چه کسی هستی؟!

بنده چه کسی هستی؟!

کعبه و عبادت

حضرت علی(علیه‎السلام) می‎فرماید:

«ولا تكن عبد غیرك و قد جعلك الله حرا(1)؛ بنده دیگرى مباش، كه خدا، تو را آزاده آفریده است.

 

شرح حدیث:

خداوند، انسان را به صورت موجودى "آزاد"، و داراى شخصیت و عزت نفس آفریده است. و به او عقل و شعور، و نیروى درك و دریافت، و قدرت اراده بخشیده است، تا اندیشه خود را به كار اندازد، از نیروى بدنى خود استفاده كند، و با قدرت فكر، و تن دادن به كار و تلاش، در كمال آزادى و سربلندى، زندگى شرافتمندانه‏یى را دنبال كند. در آفرینش خدا، هیچ انسانى از دیگرى برتر و باارزش‏تر، یا كمتر و بى‏مقدارتر نیست. بنابر این، هیچ انسانى حق ندارد كه دیگران را بنده خود سازد، و هیچ انسانی هم حق ندارد خود را به صورت بنده دیگران در آورد. زیرا بندگى، تنها در برابر خداوند متعال شایسته است، و جز خدا، هیچ كس شایسته آن نیست كه انسانى، در برابرش، خود را دچار ذلت و زبونى كند و مانند بنده ناتوان و بی‎مقدارى ظاهر شود.

البته كسى كه عزت داشته باشد، و ارزش انسانى خود را بشناسد، به آزادى گران‎قیمتى كه خداوند به او ارزانى داشته، احترام خواهد گذشت. چنین فردى، همیشه به نیروى فكر و قدرت كار و تلاش خود متكى خواهد بود، به آنچه در یك زندگى شرافتمندانه نصیبش می‎شود قناعت خواهد كرد، و در نتیجه، همواره سربلند و آزاد خواهد زیست.

اما افراد ذلیل و بى شخصیتى هم پیدا مى‏شوند، كه به خاطر مال دنیا، در برابر ثروتمندان یا صاحبان مقام و قدرت، به زانو مى‏افتند، سر تعظیم فرود مى‏آورد، و بصورت بنده‏یى ذلیل و بى‎ارزش ظاهر مى‏شوند، تا شاید از ثروت و مقام آن افراد بهره‏یى ببرند و بیش از حد لیاقت خود، مال و مقامى بدست آورند.

امام علی(علیه‏السلام)، اینگونه افراد را نكوهش مى‏كند و به همه مسلمانان هشدار مى‏دهد كه: مبادا آزادى و ارزش انسانى خود را، كه خداوند به شما ارزانى داشته است، پایمال كنید و به طمع مال و مقام، در برابر انسانى همچون خودتان، بندگى كنید، زیرا خداوند، همه انسان‎ها را آزاد و یكسان آفریده است.

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، نامه /31 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .


لينك | نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|
آثار خدا فراموشي
اثار خدافراموشي

پاره اي از آفات خدافراموشي عبارتند از:

1. خودفراموشى:

وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسيهُمْ أَنْفُسَهُمْ...؛1 و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خود فراموشى كرد.

بيمارى خودفراموشى يكى از بيمارى ها و آفت هاى خطرناك روحى است. كسى كه به اين بيمارى روحى مبتلا گردد، حقيقت انسانى خويش را از ياد مى‌برد و فراموش مى‌كند كه در زنجيره جهان هستى ذره اى ناچيز است كه براى تداوم حيات هر لحظه نيازمند فيض و عطاى الهى است. چنين كسى خود را مستقل و بى نياز از غير خود مى پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بينى گرفتار مى‌آيد و تصور مى‌كند كه ديگران بايد در خدمت او باشند. ريشه اين بدبختى و گرفتارى اين است كه او خدا را فراموش كرده و در نتيجه از حقيقت انسانى بى بهره مانده است. همان حقيقتى كه در زبان قرآن، قلب ناميده شده است و ظرف ادراك حقايق الهى و صفات عالى انسانى مى‌باشد.

وقتى انسان از ياد خداوند اعراض و در برابر آيات الهى بى اعتنايى كند و حتّى هنگامى‌كه ديگران آيات الهى را براى او مى‌خوانند توجهى نكند و چشم دل خود را به روى حقايق و معارف ببندد، در قيامت كوردل محشور مى‌شود.

2 و 3. زندگى مشقت بار و نابينايى در آخرت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى؛2و هركس از ياد من روى گرداند، در حقيقت، زندگىِ تنگ [سخت]خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‌كنيم.

كسى كه از ياد خداوند اعراض كند هدف آفرينش و حيات پس از مرگ را نيز فراموش مى‌كند و همه چيز را خلاصه در دنيا مى‌بيند لذا هيچ گاه از

دنيا سير نمى‌شود. از اين رو حتى اگر در دنيا دارا و توانمند بوده از ثروت و امكانات مادى فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنياخواهى در وجودش زبانه مى‌كشد و هيچ گاه ارضا و سيراب نمى‌شود. مشكل اصلى اين گونه افراد اين است كه روح آن‌ها تشنه است و تشنگى روح را نمى‌توان با ماديات از بين برد. اين تشنگى تنها با خنكاى ياد و ذكر خداوند از بين مى‌رود.

هم چنين كسانى كه نشانه هاى بى شمار قدرت و حكمت الهى را ناديده مى گيرند و غرق در ماديات هستند و از ياد خداوند و سرچشمه حيات مادى و معنوى غافلند، در حقيقت از بصيرت و بينايى محرومند. همين انتخاب آن‌ها در اين دنيا، تأثير نهايى خود را در آخرت مى گذارد و باعث مى گردد كه نابينا محشور شوند و نتوانند نشانه هاى لطف و كرم الهى را نظاره كنند. در آن روز آن‌ها آثار رحمت و لطف الهى را كه سخت به آن نيازمندند، نمى‌بينند؛ آثار لطف و رحمتى كه شامل مؤمنان مى گردد و به آن‌ها آرامش مى‌بخشد.

در ادامه آيه مى‌فرمايد، اين بنده اى كه خداوند او را كور محشور مى‌كند مى گويد: خدايا من كه بينا بودم چرا مرا كور محشور كردى؟ خداوند در پاسخ مى‌فرمايد:

كَذلِكَ أتَتْكَ ءَايَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى؛3 همان طور كه نشانه هاى ما براى تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى‌شوى.

آرى، وقتى انسان از ياد خداوند اعراض و در برابر آيات الهى بى اعتنايى كند و حتّى هنگامى‌كه ديگران آيات الهى را براى او مى‌خوانند توجهى نكند و چشم دل خود را به روى حقايق و معارف ببندد، در قيامت كوردل محشور مى‌شود. هم چنان كه او در دنيا خداوند و آيات الهى را فراموش كرد، خداوند نيز در قيامت او را به فراموشى مى‌سپرد. البته اين بدان معنا نيست كه واقعاً فراموش مى‌شود و از ذُكر الهى خارج مى گردد، بلكه مقصود اين است كه از آثار رحمت و انعام الهى محروم مى‌ماند و خداوند او را گرفتار كيفر و عذاب مى‌كند.

4. سلطه شيطان:

وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛4 و هركس از ياد [خداى]رحمان دل بگرداند، بر او شيطانى مى گماريم تا براى وى دمسازى باشد.

كسى كه از ذكر خدا غافل گشت، آماده پذيرش تسلط شيطان و وسوسه هاى شيطانى مى‌شود؛ زيرا هرچه انسان از ياد خدا فاصله بگيرد، به ماديات و لذت هاى دنيوى نزديك تر و به ظواهر مادى و تعلقات دنيوى دلباخته تر مى گردد. وقتى هدف هاى مادى و تعلقات دنيوى براى كسى اصل قرار گرفت، او در پرتو وسوسه هاى شيطانى، براى رسيدن به هدف هاى ناپاك خود از هيچ كارى روى گردان نيست و از هر فكر و انديشه شيطانى استقبال مى‌كند. با توجه به اين حقيقت، امام صادق(عليه السلام) مى‌فرمايند:

لاَ يَتَمَكَّنُ الشَّيْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ العَبْدِ إِلاَّ وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ؛1شيطان با وسوسه بر بنده تسلط مى يابد، مگر آن كه او از ذكر خداوند اعراض كرده باشد.5

_________________

1. حشر(59)، 19.

2. طه(20)، 124.

3. همان. 126.

4. زخرف(43)، 36.

5.ياد او،آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي


لينك | نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط یزدان شریفی|

تعداد بازديدها:


Powered By
BLOGFA.COM

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس